
امام محمدباقر علیه السلام خطاب به جابر : "وَ اِعْلَمْ بِأَنَّکَ لاَ تَکُونُ لَنَا وَلِیّاً حَتَّى لَوِ اِجْتَمَعَ عَلَیْکَ أَهْلُ مِصْرِکَ وَ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلُ سَوْءٍ لَم یَحزُنکَ ذَلک"؛ بدان که ولیّ ما و شیعه ما نخواهی بود مگر اینکه اگر همه مردم شهر و دیار و منطقه ات جمع شدند و گفتند تو آدم بدی هستی ؛ این سخن تو را غمکین نکند و از آن دلگیر نشوی.
برچسب:
نویسنده: arshiyaa

برای موسّسۀ سروش مولانا
رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ
چگونه با "دقائق" و "حقایق" معارف وَحیانی و قرآن که با زبان فطرت ، "بَیانٌ لِلنَّاس" و "هُدیَ للنَّاس" است و "یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ" آشنا شویم؟
1. قرآن را با زبان ایمان بخوانیم و "اثرپذیر" باشیم . بر این باور باشیم که قرآن فهمیدنی و عمل کردنی است.پذیرای قرآن باشیم.
ور بخوانی و نهای قرآن پذیر
انبیا و اولیا را دیده گیر
مثنوی ،دفتر اوّل
2. برای نقب زدن به درون قرآن با ظاهر قرآن اُنس مداوم داشته باشیم و با مداقّه و تامّل بازخوانی کنیم . در خوانش روان قرآن ،ضعف نداشته باشیم.
3. خود را به قرآن عَرضه کنیم و در ادامه از معیارها و ارزشهای قرآنی درس بگیریم.اخلاق قرآنی داشته باشیم آنگونه که همسر پیامبر (ص) در توصیف وی می گوید: کان خُلقُه القرآن.قرآن در تعاملات و روابط ما با خود و دیگران ساری و جاری باشد و جان و جهان ما را دگرگون سازد.
4.به گونه ای بخوانیم که گوئی در آن لحظات خداوند با ما سخن میگوید [آنگونه که اقبال لاهوری و پیشتر ، سهروردی در كتاب « كلمهُ التَّصوف» توصیه کرده است] .
5. مراجعه ای دردمندانه به قرآن کریم که نه فقط دوا بلکه عین شفاست (سورۀ اسرا ،آیۀ82) داشته باشیم
طبیبِ عشق مسیحا دَم است و مُشفِق،لیک
چو دَرد در تو نبیند که را دوا بکند؟
حافظ،غزل:187
6. با طهارت ظاهر و باطن و پرسشگرانه در محضر قرآن بنشینیم. قرآن تجلی اسم «عَلیم»خداوند است .
7. قرآن را کتاب زندگی بدانیم و در شئون زندگی "اقامه" کنیم.طعم شیرین آموزه های قرآنی را بچشیم و نمودشان را در زندگی خودمان ببینیم و قرآن زیستی داشته باشیم.
8.خود را به تدبر در قرآن عادت دهیم.أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا،(سورۀ محمد،آیۀ24)
9.رویکردی اوج اندیشانه و فرارَوانه به قرآن داشته باشیم و با تمسّک به حبل المتین قرآن خودمان را بالا بکشیم.
10.به قرآن پناه ببریم و پناهنده شویم .
چون تو در قرآن حق بگریختی
با روان انبیا آمیختی
مثنوی ،دفتر اوّل
برچسب:
نویسنده: arshiyaa

انسانهایی از تختهبند تن و پیوندهای زمانمندی و مکانمندی آزاد و رها میشوند. به گونهای دیگر زندگی میکنند. چنانکه وقتی ابوالعلاء معرّی به دیدار سید و سرور و نقیب شیعیان در بغداد، شریف مرتضی رفته بود؛ هنگامی که از ابوالعلاء پرسیدند شریف مرتضی را چگونه دیدی؟ گفته بود:
رایته و رایتالناس فی رجل
والدهر فی ساعة و الارض فی الدار
«او را دیدم. همه مردم را در یک شخص و روح زمانه را در ساعتی و جهان را در خانهای مشاهده کردم.»
سعه وجودی انسان میتواند به چنین گستره حیرتانگیزی بینجامد. مثل گستره بهشت! در قرآن مجید درباره گستره بهشت خداوند متعال سروده است. قرآن چنانکه میناگری کار اوست با دو تعبیر متفاوت این تشبیه را مطرح کرده است:
وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ﴿آل عمران: ١٣٣﴾
وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا کعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ ﴿الحدید: ٢١﴾
و بهشتی که گستره آن آسمانها و زمین است. در سوره حدید، بهشتی که گستره آن «مانند» گستره آسمان و زمین است.
واژه عرض در این آیات مفهوم مشهور عرض در برابر طول نیست. به معنای گستره و ساحت است. انسان میتواند مانند بهشت چنین گسترهای بیابد! مانند گستره وجودی شریف مرتضی از نگاه هنرمندانه و ژرف ابوالعلاء معری. انسان به روح زمان پیوند میخورد. دیگر عمر او با سال سنجیده نمیشود. مگر ما عمر مسیح علیهالسلام را سی و سه سال میدانیم؟
زندگی او با استناد به هر دو روایت مسیحیان و مسلمانان فراتر از زندگی بسیار محدود این جهانی او بوده است. آنها از زنجیره و پایبست زمان رها شده و به دهر بلکه به سرمد پیوستهاند. عمری که از خاک بر میخیزد و به خدا میپیوندد و جلوه و صبغه و عطر الهی میگیرد.
انسانهایی که در فرصت عمر این جهانی از خود شخصیتی فراتر از زمان و مکان میسازند. برای ما دیدن حقیقت شخصیت و سعه وجودی چنین افرادی دشوار است. مگر میتوان رسول اکرم یا امام علی صلواتالله علیهم را چنانکه بایست شناخت!؟
به روایت شهریار: «متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را!» ما سر بر آستانه حیرت فرود میآوریم.
آرمان در بند «زمان» و «زمین» اسیر نمیماند. از بند تعلق آزاد میشود. مثل آذر باد به جهانی دیگر بال میگشاید. همان گستره تمام آسمانها و زمین.
دیدن روی تو را دیده جان بین باید
این کجا مرتبه چشم جهان بین من است
تقابل دیده و چشم و جان و جهان از همان میناگریهای قرآنی حافظ است.
قرآن مجید یک بار دیگر واژه فرحین را درباره قارون در سوره قصص (آیه ۷۶) به کار برده است. قارون گمان میکرد، شادمانی حقیقی در داراییهای این جهانی و انباشت گنجینههای طلاست. قرآن از زبان مردم به قارون میگوید: «إِنَّالله لَا یحِبُّ الْفَرِحِینَ» خداوند شادی زدگان را دوست نمیدارد! شادی حقیقی همان شادی الهی است که شهیدان بدان دست پیدا میکنند. شادی زدگی قارون با برق طلا جلوه میکرد.
برچسب:
نویسنده: arshiyaa

علّامه شوشتری(ره) : تا آنجا که امکان داشته است، سعی کردهام که حتی یک رکعت نماز را در غیرمسجد بهجا نیاورم ؛ گاه از سفر به شوشتر برمیگشتم، اگر نزدیکیهای اذان بوده است، اول به مسجد رفته نماز خواندهام و بعد از اقامه نماز در مسجد به منزل رفتهام.
برچسب:
نویسنده: arshiyaa

عبدالکریم شمشیری :
اگر دچار افکار مزاحمی شدید و مدام ترس از آینده داشتید ،بگویید :«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم/ یا غفورُ یا غفور/ دارم مشکلی عظیم/ بگشا به حق بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم.»
برچسب:
نویسنده: arshiyaa

هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی میکنند
چهرهٔ امروز در آیینهٔ فردا خوش است!
صائب ،غزل:1012
برچسب:
نویسنده: arshiyaa

1.هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى؛ أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ؛ آهِ آهِ، شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِمْ.
علم و دانش با بينائى حقيقى بايشان يك باره رو آورده، و با آسودگى و خوشى يقين و باور بكار بسته اند، و سختى و دشوارى اشخاص به ناز و نعمت پرورده را سهل و آسان يافته اند (براى خوشنودى خدا با همه سختيهاى دنيا ساخته و پارسائى پيش گرفته دلبستگى بدنيا ندارند) و بآنچه (بى كسى و رنج و تنگدستى و گرفتارى كه) نادانان دورى گزينند انس و خو گرفته اند، و با بدنهائى كه روحهاى آنها بجاى بسيار بلند (رحمت خدا) آويخته در دنيا زندگى مي كنند، آنانند در زمين خلفاء و نمايندگان خدا كه (مردم را) بسوى دين او مى خوانند، آه آه بسيار مشتاق و آرزومند ديدار آنان هستم.
نهج البلاغه،حکمت:147
2. جامی:
خلیل آسا در ملک یقین زن
نوای « لَا أُحِبُّ الْآفِلِين» زن
کم هر وهم و ترک هر شکی کن
رخ «وَجّهتُ وَجهی » در یکی کن
یکی بین و یکی دان و یکی گوی
یکی خواه و یکی خوان و یکی جوی
ز هر ذره بدو رویی و راهیست
بر اثبات وجود او گواهیست
هفت اورنگ،یوسف و زلیخا
برچسب:
نویسنده: arshiyaa

چو خدا بود پناهت چه خطر بوَد ز راهت
به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی!
چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد
سفر درشت گردد چو بهشت جاودانی
دیوان شمس،غزل:2830
برچسب:
نویسنده: arshiyaa

چو خدا بود پناهت چه خطر بوَد ز راهت
به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی!
چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد
سفر درشت گردد چو بهشت جاودانی
دیوان شمس،غزل:2830
برچسب:
نویسنده: arshiyaa

إمام حسين عليه السلام : مِن دَلائلِ العالِمِ : انتِقادُهُ لِحَديثِهِ ، و عِلمُهُ بِحَقائقِ فُنونِ النَّظَرِ .
از نشانه هاى عالم اين است كه گفتار خود را نقّادى كند و به حقايق فنونِ نظر و انديشه، دانا باشد.
حَرّانی،تُحَف العقول،ص:248
برچسب:
نویسنده: arshiyaa